اهورامزادا
بيترديد بنيان هر دين در خداشناسي آن نهفته است و در دين زرتشتي نيز خداوند به اهورامزدا تعبير شده است. با آن كه شرقشناسان اروپایى که براى نخستین بار راز و رمز خط اوستايي را گشوده و آن را ترجمه کردند، آیین مزدیسنى را مبتنى بر توحید ندانستند، اما با گشايش ابهامات و خوانش جديد واژهها مشخص شد كه زردشتیان نخستین پیروان یکتاپرستى در جهان بوده و هستند - اگرچه كه بيشك يكتاپرستي 3000 سال پيش با يگانهپرستي امروزين تفاوتهايي دارد- و شايسته است كه به توحيد زرشتي توجه ويژه شود.
موضع نامهاي نيكوي خداوند از ديرباز مورد توجه انديشمندان بوده است و اسماء الهي و نامهايي كه خداوند را به آنها ميناميم، همواره در طول تاريخ در ميان اديان و اقوام و سرزمينهاي مختلف، براي درك و شناخت خداوند وجود داشته است. در اوستاي كنوني، نيايش ايزدان فراواني است كه برخي از آنها آشكارا متعلق به دين كهن آريايي هستند و پيش از ظهور زرتشت نيز جنبه خدايي داشتهاند نظير مهر و هوم. در مقابل در بينش زرتشتي، خداوند جان و خرد با نام اهورامزدا معرفي شده است. او دانايِ بزرگِ هستيبخش است كه ويژگي آفرينش را دارا است. اهورامزدا انسان را برده و بندة خويش نميداند بلكه با خردي كه به او هديه كرده است، جايگاه ارزشمند انساني را به او پيشنهاد كرده است. اهورامزدا، خداي يگانه زرتشت، با گاهان پا به عرصه هستي ميگذارد. او خدايي يكتاست كه خالق و نگاهدارنده گيهان است. جداي از گاهان كه معرف نخستين تعاليم زرتشت و ستايش اهورامزدا است، نام خداي يكتا در ديگر بخشهاي اوستا نيز آمده است از جمله در هرمزديشت.
"عشق به میهن ضرورت است نه حادثه"