چکیده‌ای درباره خط و زبان اوستایی

 

خط و زبان اوستایی به خط و زبانی گفته می‌شود که کتاب اوستای امروزی بدان نوشته شده بوده است. اوستا مجموعه‌ای از آیین‌ها، باورها، اسطوره‌ها، قوانین، رویدادهای تاریخی و فرهنگی ایران بزرگ است. خط اوستایی با نسخه‌های خطی باقیماندهٔ اوستا که عموماً در یزد و کرمان و نیز شهرهایی از هندوستان مانند گجرات، نوساری و ... نگاشته شده‌اند، شناخته می‌شود. این خط از راست به چپ نوشته می‌شود و به باور بیشتر خط شناسان بر پایه  خط پهلوی ساخته و پرداخته شده است. حروف اوستایی به یکدیگر نمی‌پیوندند، و هر حرف جداگانه نوشته می‌شود (همانند حروف لاتین). خط اوستایی با داشتن ۱۴ نشانه برای مصوت‌ها و ۳۷ نشانه برای حروف صامت، از نظر ثبت صامت‌ها و مصوت‌ها ی موجود در زبان آن روزگار ایران، از دقیق‌ترین خط‌های جهان می‌باشد، و کهن‌ترین نسخه خطی‌ای که تاکنون به خط اوستایی به دست آمده است متعلق به ۷۲۳ سال پیش (۱۲۸۸ میلادی) است. یاد گیری خط اوستایی یا دین دبیره بسیار ساده است زیرا تنها به خاطر سپردن نشانه‌های خط کافیست برای اینکه کسی بتواند واژگان اوستایی را بخواند، و دلیل این امر آنست که پدید آورندگان خط اوستایی کوشش کرده‌اند تا خطی بیافرینند که به یاری آن، بدون هیچ پیچیدگی‌ای بتوان اوستا را تمام و کمال و در نهایت درستی ثبت نموده  و خواند. اما همواره مقوله خط و زبان دو مقوله جدا از یکدیگر هستند؛ آیا با به خاطر سپردن حروف خط اوستایی و خواندن واژگان اوستا چیزی از زبان اوستا درمی‌یابیم؟ پاسخ به این پرسش ما را وارد مقوله زبان اوستایی می‌سازد.

زبان اوستایی زبانی بوده است که در بخش‌هایی از ایران بزرگ (بخش‌های شرقی فلات ایران) بدان ادبیاتی غنی پدید آمده است.  این زبان هم‌ریشه و همخانواده زبان فارسی باستان (زبان کتیبه‌های شاهان هخامنشی) و نیز سنسکریت (زبان کهن هندیان) می‌باشد. شباهت زبان اوستایی و سنسکریت در حدی است که این  دو زبان را دو گویش از یک گروه زبانی واحد می‌دانند. زبان اوستایی  خود به دو بخش اوستایی کهن و اوستایی جدید بخش می‌شود. کهن‌ترین بخش اوستا گاهان ( یا گاتها) نام دارد که به باور بسیاری سروده های خود زرتشت میباشد و به زبان اوستایی کهن نوشته شده است، اما به طور کلی کتاب اوستا همچون دایرة المعارفی می‌باشد که در آن سخن از اسطوره‌ها، قوانین، رویداد های تاریخی و فرهنگی و ... رفته است. بر اساس ویژگی‌های زبانشناختی زبان اوستایی کهن به حدود ۴۰۰۰ سال پیش باز میگردد.

 زبان  اوستایی دارای دستوری پیچیده می‌باشد و تاکنون دانشمندان نتوانسته‌اند اوستا را به درستی و بی شک و شبهه ترجمه نمایند، به طوری که اگر چند ترجمه گوناگون از دانشمندان مختلف را کنار یکدیگر گذاشته و مقایسه نماییم درمی‌یابیم که حتا در برخی موارد ممکن است ترجمه‌ها یکدیگر را نقض کنند.  به طور بسیار چکیده از ویژگیهای بارز دستور زبان اوستا نمونه‌های زیر را می توان نام برد:

نام‌ها و ضمیرها درهشت حالت گوناگون صرف می‌شوند و این هشت حالت نیز با توجه به حروفی که هر نام و ضمیر بدان ختم می‌شود تغییر می‌یابند. همچنین نام‌ها و ضمیرها دارای ۳ جنس مذکر، مونث و خنثی و ۳ شمار مفرد مثنی و جمع  می‌باشند. حروف اضافه گاهی می‌توانند عامل باشند یعنی روی واژهٔ پس از خود تاثیر بگذارند. فعلها نیز عموما دارای پیشوندها (پیشوندهایی که معانی را می‌توانند تغییر دهند) ونیز حروف ماده ساز که به ریشه می‌پیوندند و شناسه‌ها می‌باشند. برخی از ویژگیهای دستوری زبان اوستایی در برخی زبانها و گویش‌های محلی ایران باقی مانده است که خود مبحثی بسیار مهم و جذاب برای پژوهش‌های بیشتر می‌باشد. به جز آن یادگیری این زبان و آشنایی با ریشه‌های واژگان و فعل‌ها و نیز پیشوندها و پسوندهایی که  با اضافه شدن به ریشه فعل‌ها معانی گوناگان را پدید می‌آورند، برای آنانی که در کار واژه گزینی و واژه سازی برای پویایی زبان می‌باشند شرط لازم می‌نماید.

 

نوشته آزاده احسانی چمبلی دانشجوی دکترای ایران شناسی

 

زبان فارسي در گذر زمان

 زبان فارسي در دوره باستان

          سكايي

مادي

فارسي باستان

اوستايي

زبان فارسي در دوره ميانه

          - گروه ايراني ميانه شرقي

                   بلخي

                   ختني

                   خوارزمي

                   سغدي

          - گروه ايراني ميانه غربي

                   پهلوي اشكاني

                   فارسي ميانه

زبان فارسي در دوره جديد

          پشتو

          كردي

          آسي

          بلوچي

          فارسي دري

زبان های امروزی...

 

دانشمندان زبان­شناس برآنند که زبان­های امروزی دنیا بر سه بخش هستند:

نخست: بخش یک هجایی (یک سیلابی). این قسم زبان­ها را زبان­های ریشگی نامند. لغات این زبان­ها تنها یک ریشه است که به اول یا آخر آن هجاهایی نیفزوده­اند.

زبان چینی، آنامی و سیامی را از این دسته می­دانند. در زبان­های ریشگی شماره­ی لغت­ها محدود است، چنان که گویند چینیان برای بیان فکر خود ناگریزند لغات را پس و پیش کنند یا مراد خود را با تغییر لحن و آهنگ کلمه بفهمانند.

دو دیگر: زبان­های ملتصق. این زبان­ها یک هجایی نیستند، چه در لغات این زبان­ها به هنگام اشتقاق هجاهایی بر ریشه­ی اصلی افزوده می­شود ولی ریشه­ی اصلی از افزودن هجاها هیچ­گاه تغییر نمی‌کند و دست نمی‌خورد و هرچه بر او افزایند به آخر او الحاق می­شود. چون ریشه تغییر نمی‌کند، هجاهایی که بر ریشه افزوده است مثل آن است که به ریشه چسبانده باشند نه با او پیوسته باشد. مردمی که زبانشان را ملتصق خوانند، بدین ترتیب هستند:

مردم اورال و آلتایی که شاخه ای از نژاد زردپوست می­باشند، مانند مغولان و تاتاران و ترکان و مردم دونغوز و فین و ساموئید و بیشتر ساکنان سیبریا و دشت قبچاق؛

مردم ژاپن و اهالی کره؛

دراوید و باسک از مردم هند؛

بومیان آمریکا‌؛

مردم نوبی (جنوب مصر در آفریقا)؛ مردم هُوتْ تِنْ تُتْ؛ مردم کافرْ و سیاه پوستان آفریقا؛

مردم بومی استرالیا.

سه دیگر: بخش زبان­های پیوندی. در این زبان­ها بر ریشه و ماده­ی لغات هجاهایی افزوده می­شود ولی نه تنها به آخر ریشه، بلکه به آخر و اول ریشه هم. دیگر اینکه ریشه­ی  لغت بر اثر افزایش تغییر می‌کند، گویی که ریشه با آنچه بر وی افزوده شده است، جوش خورده و پیوند یافته است. زبان­های پیوندی عبارتند از:

زبان­های سامی مانند عبری، عربی و آرامی که بعدها سریانی نامیده شد و در عهد قدیم، زبانهای فنیقی و بابلی و آشوری و زبان مردم «قرطاجنه» که شعبه­ای از فنیقیان بوده­اند و زبان حیمری.

زبان­های مردم هند و اروپایی: آریاییان هند، آریاییان ایران، یونانیان، ایتالیاییان، مردا (سِلْت)، بومیان اروپایی غربی، ژرمنی (آلمان)، آنگلوساکسون، مردم اسکاندیناوی (لِتْ و لیتوانی و اسلاو که روس و اسلاوهای شرقی اروپا و مردم بلغار و صرب و سایر اسلاوهای بالکان باشند).

علمای زبان­شناسی برآنند که زبان­های بخش سوم از مراحل زبان­های بخش اول و دوم در گذشته و ترقی کرده، تا بدین درجه رسیده­اند: یعنی این زبان­ها در سیر تطور خود، کمال یافته و به مرحله­ای رسیده­اند اکنون مشاهده می­کنیم.

  

برگرفته از سبک شناسی – روانشاد محمدتقی بهار

 

پیشینه زبان فارسی- 8

 

زبا­ن­هاي هندي و اروپايي را با توجه به تحول برخي از صامت­ها در آنها، به دو دسته ستم (Satəm) و كنتم (Centum) تقسيم مي­كنند:

1.   دسته ستم: ستم لغتي اوستايي است براي عدد 100 از k̑n̥tóm هندي و اروپايي. اين دسته شامل زبان­هاي زير است:

·        هندي و ايراني؛ ارمني؛ آلبانيايي؛ بالتي و اسلاوي

2.   دسته كنتم: كنتم لغتي لاتين است است براي عدد 100 از k̑n̥tóm هندي و اروپايي. اين دسته شامل زبان­هاي زير است:

·        يوناني؛ ايتاليايي؛ ژرمني؛ تخاري؛ سلتي و حِتّي

پیشینه زبان فارسی- 7

 

 

از سال   1000 تا 700 قبل از ميلاد، زباني در ايران وجود داشته به نام ايراني باستان كه زبان مشترك همة اقوامي است كه وارد ايران شدند و البته هيچ سندي از آن در درست نيست. ريشة اين زبان از هندي و ايراني و ريشة هندي و ايراني به هندي و اروپايي بازمي­گردد. از زبان ايراني باستان حداقل چهار زبان منشعب شده­اند:

1.      سكايي

2.      مادي

3.      فارسي باستان

4.      اوستايي

دورة اوج اين چهار زبان از 700 ق.م (تشكيل حكومت ماد) تا 331 ق.م (حملة اسكندر) بوده است. از زبان­هايي و سكايي تنها چند كلمه در دست است.

از ديدگاه پژوهش­هاي زبان­شناسي، زبان­های ديگري در گروه اين چهار زبان بوده­اند (همچون زبان سُغدي) كه امروزه براي آنها سندي وجود ندارد.

 

پیشینه زبان فارسی- 6

 

1.      زبان هندو ايراني: گروهي از هندواروپايي­ها پس از جدايي از آن قوم واحد، خود را آريايي ناميدند و لذا همه هندواروپايي­ها، آريايي نيستند. از گروه هندواروپايي، گروه هندي­ها و ايراني­ها هستند كه زبان واحدي داشتند به نام هندوايراني كه در هزاره دوم ق.م به آن تكلم مي­كردند. در هزاره اول ق.م هندي­ها و ايراني­ها از هم جدا مي­شوند. شاخة هندي به جنوب افغانستان، پاكستان و هندوستان مي­رود و شاخه ايراني، در ايران استقرار مي­بايد و البته اين تجزيه پيش از مهاجرت به ايران صورت مي­گيرد.

شاخه اول: شاخه هندي، در شمال و مركز هند و پاكستان كنوني رايج بوده كه قديمي­ترين اثر اين شاخه، زبان "سانسكريت" است كه زبان كتاب مقدس هنديان ودا، به آن است و در اين كتاب، قديمي­ترين بخش "ريگ ودا" مي­باشد كه 2000 تا 1000 ق.م نوشته شده است. در برابر واژه سانسكريت، واژه ديگري به نامه پاراكريت بوده كه به معني زبان عوام است. نكته مهم درباة زبان سانسكريت اينكه: اين زبان هنوز هم زنده است و در متون ديني هند مورد استفاده قرار مي­گيرد و اين زبان باعث گشوده شدن رمز زبان­هاي ايراني باستان شد.

شاخه دوم: شاخه ايراني است كه از هزاره اول ق.م در ايران كنوني، افغانستان كنوني، آسياي صغير، آسياي ميانه تا درياچة آرال و در دوره­هايي تا شرق اروپا نيز رايج بوده است. قديمي­ترين زبان­هاي اين شاخه، "زبان اوستايي و زبان فارسي باستان" است. اوستايي، زبان اوستاست كه قديمي­ترين بخش آن نيز، گاتها مي­باشد كه سروده­هاي خود زرتشت است و قدمت آن به 1200 تا 1000 ق.م مي­رسد و تقريباً با ريگ ودا همزمان است. زبان فارسي باستان نيز زبان پادشاهان هخامنشي بوده و در كتيبه­هاي آنها برجاي مانده است.

 

پیشینه زبان فارسی- 5

 

هيچ يك از زبان­هايي كه در زير ياد مي­شوند، قدمتي به اندازه زبان "هندو ايراني" ندارند.

2.   زبان يوناني: از 1600 ق.م در يونان و در شبه جزيره بالكان شامل يونان، مقدونيه و ... رايج بوده است. قديمي­ترين اثر زبان يوناني، الواحي است كه در جزيره كرت به دست آمده و به 1200 ق.م برمي­گردد. همچنين مهمترين كتاب­هاي باقيمانده از زبان يوناني؛ ايلياد و اوديسه هومر است كه در قرن چهارم قبل از ميلاد نوشته شده­اند.

3.  زبان ارمني: از آنجا كلمات زيادي از پهلوي اشكاني وارد ارمني شده بود، باعث شد كه آن را از خانواده زبانهاي ايراني بدانند ولي بعدها به عنوان يك زبان مستقل مطرح شد و خاستگاهش در ارمنستان كنوني است. قديمي­ترين اثر به جا مانده از اين زبان، به سده پنجم ميلادي بازمي­گردد. ارمني­ها نخستين قومي بودند كه مسيحيت را پذيرفتند در نتيجه اين زبان، آميختگي بسياري با انديشه­هاي مسيحي نيز دارد.

4.   زبان تخاري: زباني است كه امروزه رايج نيست و از هزاره اول ق.م در تخارستان (منطقه­اي ميان بلخ و بدخشان) رايج بود. قديمي­ترين سند اين زبان يه سدة هفتم ميلادي مربوط است.

5.   زبان سلتي: به دليل دامپرور بودن اقوامي كه به اين زبان گفتگو مي­كردند، حدود سده­هاي چهار و پنج ق.م به طور پراكنده در اروپا رايج بود. قديمي­ترين اثر اين زبان به سدة هشتم ميلادي مي­رسد و در مناطقي مانند ايرلند و ولز به آن تكلم مي­كنند. از ويژگيهاي زبان ولزي آن است كه واژه­هاي بسياري با انگليسي مبادله كرده است.

6.   زبان ژرمني: مربوط به اقوام دامپروري به نام ژرمن است كه از حدود 500 ق.م در آلمان كنوني و شبه جزيرة اسكانديناوي (فنلاند، سوئد، نروژ) زندگي مي­كردند. مهمترين زبان اين گروه،‌ "گوتي" است كه نام گوته شاعر آلماني نيز از آن گرفته شده است. قديمي­ترين آثار اين زبان مربوط به سدة چهارم ميلادي است. زبان­­هاي كنوني گروه ژرمني عبارتند از: آلماني، انگليسي، هلندي، دانماركي، سوئدي، نروژي و ايسلندي.

7.  زبان ايتاليايي: مهمترين زبان اين گروه، زبان "لاتين" است. اين زبان در اصل زبان شهر رم بود كه بعدها تبديل به زبان ديني مسيحيت شد. گروه زبان­هاي ايتاليايي شامل: ايتاليايي، رومانيايي، فرانسوي، اسپانيولي و پرتغالي است. قديمي­ترين اثر اين گروه، كتيبه­هايي به زبان لاتين و مربوط به سدة ششم ق.م است.

8.  زبان بالتي و اسلاوي: اين زبان به قبايل بالت و اسلاو كه دامپرور بوده و از ابتداي مسيحيت در مناطقي در روسية كنوني و اروپاي شرقي ساكن بوده­اند، بازمي­گردد. از شاخه يالتي، زبان­هاي لتوني و ليتواني و از شاخه اسلاوي، زبان­هاي روسي، لهستاني و بلغاري بازمانده است. قديمي­ترين اثر شاخه بالتي به سده چهاردهم مربوط است.

9.   زبان آلبانيايي: به زبان مردم كشور آلباني بازمي­گردد و قديمي­ترين اثر آن مربوط به سدة پانزدهم ميلادي است.

10.  زبان آناتوليايي: اولين گروه زباني است و امروزه رايج نمي باشد و بازمانده­اي ندارد. در هزاره اول و دوم قبل از در تركيه و شمال سوريه امروزي رايج بوده است. مهم­ترين زبان گروه آناتوليايي، زباني است به نام "حِتّي" كه به امپراطوري حِتّي متعلق است كه دوره برپايي آن، هزاره دوم ق.م بوده است. قديمي­ترين اثري كه از زبان حِتّي باقيمانده، گتيبه­اي مربوط به سده 17 ق.م است كه اين كتيبه، قديمي­ترين اثر از مجموعه زبان­هاي هندي و اروپايي نيز هست.

 

پیشینه زبان فارسی - 3

 خانواده زباني: منظور از خانواده زباني، يعني زبان­هايي كه با هم رابطه خويشاوندي دارند. رابطه خويشاوندي در زبان­شناسي به رابطه­ دو يا  چند زبان گفته مي­شود كه با دلايل علمي زبان­شناختي بتوان اثبات كرد كه آنها از يك زبان واحد سرچشمه گرفته­اند. يعني در زمان­هاي گذشته زبان واحدي بوده كه تجزيه شده و اين زبان­هاي مختلف ايجاد شده­اند و با همين دلايل، زبان فارسي در گروه زبان­هاي هندي و اروپايي جاي مي­گيرد.

هندي و اروپايي يا هندو اروپايي اصطلاحي است براي يك قوم واحد كه در حدود 5000 ق.م زندگي مي­كرده و محل زندگي آنها در جنوب سيبري كنوني بوده است. بنابراين اين قوم حد فاصل سيبري و درياي مازندران مي زيسته­اند. به زبان واحد اين قوم هندو اروپايي گفته مي شود كه از اين زبان هيچ نوشته­ و سندي وجود ندارد (چون در آن زمان خطي تشكيل نشده بود) و از روي شواهد تاريخي به آن پي برده­اند. در 3000 ق.م اين قوم به دلايل مختلفي مهاجرت مي­كنند:

1.       سرماي شديد هوا كه انعكاس آن را در آثار اقوام بعدي مي­توان ديد مثل ونديداد.

2.     ازدياد جمعيت كه نياز به غذا و امكانات دارد.

3.    نياز به چراگاه­هاي جديد چون دامپرور بوده­اند.

4.      حملاتي كه اقوام نيمه ­وحشي آسياي ميانه به آنها داشتند.

مهاجرت اين قوم سه جهت اصلي داشت:

1-    گروهي از طريق افغانستان و پاكستان وارد هند مي­شوند.

2-  گروهي رشته كوه آرال را بالا رفته و سراسر اروپاي كنوني را اشغال كردند.

3- گروهي ديگر از شمال شرق وارد فلات (نجد) ايران شده و تمام شرق تا غرب ايران را طي مي­كنند.

اين مهاجرت از 3000 ق.م آغاز و در هزاره اول ق.م به اتمام رسيد. در اين مهاجرت دو هزار ساله اقوام مختلفي تشكيل شدند و هر قوم زبان خاص خود را پيدا كرد. بنابراين تقسيم بندي ده گانه قوم يا زبان­ هندي و اروپايي را در هزاره ق.م داريم.

 

پيشينه زبان فارسي - 2

 

خانواده­هاي زبان در دنيا سه دسته هستند:

1.    زبان­هاي اورالي و آلتايي: بخشي در آسياي ميانه و سيبري شامل: تركي، تركمني، قرقيزي، تاتاري، مغولي و ازبكي. بخشي نيز در اروپا شامل: فنلاند، استوني، مجاري؛ باسك و ديگر جزاير جنوبي اسپانيا.

2.   زبان­هاي سامي: خاستگاه اين دسته، آسياي جنوب غربي (به جز ايران) است و شامل عربي، عبري، آرامي، سرياني، اكدي (بابلي و آشوري) مي­باشد.

3.   زبان­هاي هندي و اروپايي: مهم­ترين خانواده زبان­هاي دنياست زيرا وسعت سرزمين­ها و تعداد كساني كه به آن سخن مي­گويند، بسيار زياد است.

ده (10)  گروه زباني هندي و اروپايي عبارتند از:

1-                     هند و ايراني

2-                     يوناني

3-                     ارمني

4-                     تخاري

5-                     سلتي

6-                     ژرمني

7-                     ايتاليايي

8-                     بالتي و اسلاوي

9-                     آلبانيايي

10-                آناتوليايي

پيشينه زبان فارسی - 1

"به ياري يزدان"

 

با سپاس از استاد "بهروز حسن زاده"

براي همه راهنماييهاي بي دريغ ايشان

و آرزوي سرافرازيشان در سراسر زندگي 

 

از اين پس، در بخش هايي به نگارش ديدگاه هاي استاد دكتر محسن ابوالقاسمي درباره تاريخ زبان فارسي مي پردازم كه در نشستهاي جناب آقاي حسن زاده (از شاگردان بنام پروفسور ارفعي، روانشاد دكتر وامقي و بسياري ديگر از استادان فرهنگ و زبان هاي باستاني) در نيم سال دوم سال 87-86 در دانشگاه آزاد كرج آموختم.

 

«باشد كه همه ايرانيان راستين، در راه گسترش فرهنگ اين سرزمين پر از پيشينه، گام بردارند.»

 

پاينده باد ايران؛ آزاده باد ايراني