جشن مهرگان خجسته باد...

 

"می­سـتاییم «مهرِ» دارنـده­ی دشـت­های پـهناور را،

او که به همه سرزمین­های ایرانی خانمانی پُر از آشتی،

 پُــر از آرامــی و پــُر از شــادی می­بخشـد"

«اوستا - مهریَشت»

 

باتري پارتي: پيشگامي ايرانيان در بهره‌گيري از الكتريسيته

  

در سال 1938 ميلادي، ويلهلم كونيگ باستان‌شناس آلماني كه اداره‌ي موزه‌ي ملي عراق را برعهده داشت، به هنگام كاوش در يكي از روستاهاي نزديك بغداد، به كوزه‌اي سفالي به بلندي 13 سانتي‌متر برخورد كه استوانه‌اي مسي در خود داشت و آن استوانه نيز ميله‌اي آهني را در برگرفته بود. بررسي‌ها از وجود ماده‌اي اسيدي، مانند سركه، و نيز خوردگي شيميايي در آن ظرف سفالي خبر دادند. از آغاز قرن بيستم، باستان‌شناسان زيادي مناطق باستاني ميان‌رودان را در پي سندهايي براي داستان‌هاي كتاب مقدس، مانند درخت دانش و طوفان نوح، كندو كاو كرده بودند. اما كونيگ زمان خود را براي پيدا كردن اين گونه چيزها صرف نمي‌كرد. او بر اين باور بود كه يك باتري باستاني را پيدا كرده و بايد براي شناساندن آن به جهانيان و اثبات ادعاي خود كوشش كند. به‌راستي، كوزه‌اي سفالي كه استوانه‌اي از مس درون آن جاي دارد و درب آن با آسفالت (قير و شن) بسته شده و به درب نيز ميله‌اي آهني متصل است، چه شباهتي به پيل ولتا دارد! پيش از كونيگ، باستان‌شناسان ديگري نيز قطعه‌هاي شكسته‌اي از اين كوزه‌هاي رازآميز را پيدا كرده بودند. با وجود اين، تنها او بود كه به اهميت آن‌ها پي برد و در كشف‌هاي ديگر خود تعداد بيش‌تري از آن‌ها پيدا كرد. بررسي‌ها نشان داد كه پيشينه‌ي اين باتري‌ها به نزديك 2 هزار سال پيش باز مي‌گردد؛ يعني زماني كه اشكانيان(پارت‌ها) بر ميان‌رودان فرمان‌روايي مي‌كردند. اشكانيان سومين سلسله از شاهان بزرگ ايران بودند كه از 248 سال پيش از ميلاد تا 224 سال پس از ميلاد، امپراتوري شكوهمندي در خاور ‌زمين بر پا كرده بودند. انتشار مقاله‌ي كونيگ در سال 1940، شگفتي باستان‌شناسان و جهانيان را برانگيخت و ايرانيان دو دهه‌ پس از نخستين گزارش كونيگ، يعني نزديك 40 سال پيش، براي نخستين بار از اين دستاورد تمدني خود آگاه شدند. البته، به زودي آن را به فراموشي سپردند و در حالي كه پژوهشگران هنوز هم پيرامون باتري‌هاي اشكاني پژوهش مي‌كنند، شايد بتوان گفت مگر شمار اندكي از ايرانيان همگي از آن ناآگاه هستند و گاهي نيز از پذيرش آن سرباز مي‌زنند. به هر حال، ايرانيان هميشه شگفتي‌ساز بوده‌اند و اين هم نمونه‌اي از همين ويژگي آنان است! به ‌راستي چگونه اشكانيان در آن زمان به مفاهيم پايه‌ي الكتريسيته دست پيدا كرده بودند؟ برخي بر اين باورند كه آنان چنين دانشي نداشتند، زيرا بسيار از نوآوري‌ها پيش از درك مفاهيم پايه‌اي كه آن نوآوري‌ها بر آن‌ها استوار بودند، به دست آمده‌اند. براي مثال، چيني‌ها مدت‌ها پيش از آن‌كه اصول سوختن به درستي روشن شود، باروت ساخته بودند و از آن بهره مي‌گرفتند. كشف داروهاي گياهي كهن نيز شاهد خوبي بر اين ادعاست. هميشه نياز نيست بدانيد چيزي چگونه و چرا كار مي‌كند، فقط مي‌دانيد كه كار مي‌كند. اين دستگاه بسته به نوع محلول الكتروليت، بين 0.8 تا 2 ولت برق توليد مي‌كند. توليد برق به دو فلز با پتانسيل الكتريكي متفاوت و محلول داراي يون، به نام الكتروليت، نياز دارد و همه‌ي اين‌ها در اين باتري‌ها وجود دارد. با بستن چند باتري از اين نوع به هم مي‌توان به ولتاژ‌هاي بالا دست پيدا كرد. اما هنوز سيمي پيدا نشده است كه بتوان ثابت كرد كه در آن زمان نيز چنين كاري انجام مي‌شده است. با وجود ابهام‌هاي فراوان، كه پژوهش‌هاي آينده مي‌تواند به روشن شدن آن‌ها كمك كند، كاربردهاي زير براي باتري‌هاي پارتي پيشنهاد شده است.

*  آب‌كاري

*  كاربرد پزشكي

*  شوك‌دهنده

 

.

برگرفته از تارنگار جزيره دانش www.jazirehdanesh.com