کرج
کرج در اصطلاح فرهنگ به معانی مختلفی از جمله شکاف، گریبان، قارچ، کوهپایه، قایقهای بزرگ، دماغه کوه و... آورده شده است. بر اساس روایتی کرج از کلمه کوه رج به معنی محلی که کوهها در یک ردیف قرار گرفتهاند، اقتباس گردیده است. همچنین برخی از مورخین نام کرج را به نام کراج و کرژ به معنای کوهپایه نسبت میدهند. در دوران باستان، از تپه آتشگاه و كوههاي مرادتپه، كلاك و قلعه دختر شهرستانك براي خبررساني و ديدهباني استفاده ميشده و احتمال دارد كرج از واژه كراج به معناي بانگ و فرياد اقتباس شده باشد. نام کرج در قدیمیترین ماخذی که آمده در نزهه القلوب نوشته حمدالله مستوفی است.
تاریخ کرج بیش از ده هزار سال و قدمتش به پيش از مادها بر میگردد. از شواهد موجود بر میآید كه مردم ساکن در کرج قبل از روی آوردن به دین زرتشت و اسلام، میترائسم بودهاند. این منطقه از نخستین مراکزی است که با مهاجرین اولیه از سرزمینهای شمالی، بر نخستین بامداد تمدن چشم گشود و نام آن نیز در اوستا آمده است.
اهالی ساکن در کرج در طی قرن چهارم پیرو آئین زرتشت بودهاند و مراسم سنتی خود را اجرا میکردهاند که هنوز هم آثار آنها وجود دارد و پس از آن در طی قرون چهارم تا نهم به دین اسلام گرویده و اهل تسنن بودند، بعد از قرن نهم و ورود شاهان صفوی به کرج، مردم به مذهب شیعه روی آوردند.
زبان کرجي ریشه در زمان مادها دارد و بیشتر واژهها، واژههای پارسی و اوستایی است و به زبان تاتی نزدیک است و در سه قسمت البرز (شمالی، جنوبی و مرکزی) تنها در تلفظ لغات (كاربردکسره، فتحه و ضمه) تفاوت اندکی وجود دارد.
برگرفته از تارنماي البرزمن
"عشق به میهن ضرورت است نه حادثه"