جشن كهن ايرانيان...
ايرانيان باستان بر اين انديشه بودند كه شادي از جلوههاي نيك اهورايي و همساز با زندگي است؛ با اين نگرش پيوسته بر آن بودند تا در هر مناسبتي اندوه و سوگواري را از خود دور سازند.
مردماني كه ساليان دراز به پيروي از آيين اشو زرتشت به سبزه و گل و گياه، آباداني و پيشرفت گرايش يافته و به منش، گويش و كنش نيك دلبستگي پيدا كرده بودند، زندگي را با زندهدلي و شادكامي در كمال آرامش و آسايش ميگذرانند. آنان از دروغ، خشم، رشك، كينه، جنگ و كژانديشي به دور مانده و پايبند به راستي، عشق، مهر و همكاري با هم در جهت زنده نگاه داشتن و تازه گردانيدن جهان هستي بودند.
نياكان ما براي اين كه از زندگي خود بهره بيشتري بگيرند،جشنهايي را به انگيزههاي گوناگون و سازگار با طبيعت پيشبيني كرده بودند تا روزگار را بهتر به شادي بگذرانند و به جامعه خويش، پويايي جاودانه ببخشند و نوروز يكي از كهنترين اين جشنها است.
اين جشن چنان با روان و احساس مردم اين سرزمين سرشته شده كه همه ساله در ژرفاي دل و جان خود چشم به راه فرارسيدن آن هستند و از هفتهها زودتر، با ايمان و علاقه دروني به پيشبازش ميروند. نوروز همزمان با زنده شدن طبيعت، فروغ و عشق و اميد را هم به مردمان و هم به سراسر آفرينش جاري ميكند.
برگرفته از كتاب: از نوروز تا نوروز
"عشق به میهن ضرورت است نه حادثه"