تيموريان (گوركانيان) - 3
تيمور تا سال 789 ه.ق. گرجستان و ارمنستان و شهرهاي بايزيد و ارزنجان و ارزته الروم، را تسخير كرد. شهر وان نيز (در تعقيب قرامحمد تركمان قره قويونلو) به دست سپاه تيمور افتاد. پس از آن به جانب سرزمينهاي سلاطين مظفري يعني اصفهان و شيراز روي نمود و خود را از همدان و گلپايگان به اصفهان رسانيد و كشتار فجيعي به راه انداخت. در اين حمله هفتاد هزار تن از مردم اصفهان به دست سپاهيان تيمور كشته شدند و به دستور تيمور از سرهاي آنان كله منارها برپاي شد. پس از اين كشتار وحشتناك تيمور به شيراز رفت و آن شهر را تصرف كرد (سال 789 ه.ق). اما چون خبر عصيان توقتمش بدو رسيد قلمرو آل مظفر را بين شاهزادگان مظفري تقسيم كرد و خود شتابزده به سمرقند بازگشت.
تيمور پسر خود (عمر شيخ) را به رويارويي با قمر الدين دو غلات فرستاد. وي دشمن را مغلوب كرد و قمر الدين به نزد توقتمش گريخت. پس از آن شهر خوارزم گشوده شد و ويران گرديد (790 ه.ق.). توقتمش در سال 791 ه.ق. بار ديگر به ماوراءالنهر در آمد. اين بار نيز از عمر شيخ شكست خورد و گريخت. تيمور به تعقيب توقتمش شتافت و در سال 793 ه.ق. در ساحل رود اتل (ولگا) او را به سختي شكست داد. تيمور پس از مراجعت از اين سفر،حكومت خراسان را به پسرش (ميرانشاه) و ناحيه غزنين و كابل (افغانستان) را به نوه خود (پير محمد) سپرد و بار ديگر در رمضان سال 794 ه.ق. به قصد سركوبي امراي محلي و عناصر مخالف عازم ايران شد. اين سفر جنگي او پنج سال به طول انجاميد و به يورش " پنج ساله "، شهرت يافت. تيمور ابتدا به گرگان و مازندران رفت سيد كمال الدين مرعشي را كه به مخالفت برخاسته بود مغلوب كرد و سيد كمال الدين و پسرانش را به خوارزم تبعيد نمود. پس از آن از راه ري و سلطانيه و كرهرود (محل سلطان آباد بعدي و اراك امروزي) به شوشتر رفت. در آنجا شاه منصور امير مبارزي از برابر وي به شيراز گريخت و تيمور او را تا فارس دنبال كرد و در نزديكي شيراز بين آن دو جنگ سختي روي داد كه در اين جنگ شاه منصور كشته شد و با مرگ او دولت " آل مظفز " يا " مبارزيان " پايان گرفت. همچنين تمامي افراد آن خاندان نيز به دستور تيمور در قصبه مهيار قمشه كشته شدند.
تيمور حكومت فارس را به پسرش عمر شيخ سپرد و خود به قصد تنبيه و سركوبي سلطان احمد جلاير به سوي آذربايجان و عراق عرب شتافت و قرامحمد تركمان را مغلوب ساخت. سلطان احمد به شام گريخت و بغداد و ديگر شهرهاي بين النهرين مانند كويت، واسط و بصره به دست سپاه تيمور افتاد. در اين سفر بود كه عمر شيخ در چهار فرسخي بغداد به زخم تير مردم آنجا به قتل رسيد و تيمور حكومت فارس را به پسر وي پير محمد بخشيد.
سال 796 ه.ق. به فتح ارمنستان و گرجستان گذشت. پس از آن، توقتمش خان بار ديگر سر به طغيان برداشت و تيمور از راه دربند و اران به دشت قبچاق رفت و توقتمش خان را شكست داد (797 ه.ق.). تيمور به دنبال او تا اعماق استپهاي روسيه پيش رفت و مسكو (مكس) را نيز گرفت و غارت كرد. سپس به آذربايجان برگشت و حكومت آن منطقه را به پسر خود ميرانشاه سپرد و در شوال سال 798 ه.ق. عازم سمرقند شد و فرمانروايي خراسان را به پسر ديگرش (شاهرخ) تفويض نمود.
پس از استراحتي نه چندان طولاني، بار ديگر تيمور بر پشت زين نشست و اين بار به عنوان جهاد با كفار غازم هندوستان شد. وي ابتدا كابل را فتح كرد (800 ه.ق.) و پس از عبور از تنگه خيبر در اوايل سال 801 ه.ق.از رودخانه سند گذشت و بر سپاه سلطان محمود دوم (از ملوك تغلقي هند) در محلي به نام " پاني پت " غلبه كرد و بر دهلي دست يافت و آن شهر را نيز به باد غارت داد. پس از آن، به سمر قند بازگشت و به سفر جنگي ديگري به ايران و عراق روي آورد. اين سفر جنگي هفت سال طول كشيد و به يورش " هفت ساله معروف شد.تيمور ابتدا به آذربايجان رفت و معاشران و نديمان ميرانشاه را كه محرك كارهاي زشت او مي پنداشت، به قتل رسانيد. آن گاه به شهرهاي گرجستان و آسياي صغير حمله برد. در اوايل محرم سال 803 ه.ق. شهر سيواس و ملاطيه و سواحل جنوبي درياي سياه را تسخير كرد و آن مناطق را به قراعثمان با يندري (جد سلاطين آق قويونلو) سپرد خود به شام رفت تا الملك الناصر فرج برجي (فرمانرواي مصر و شام) را گوشمالي دهد. وي در 11 ربيع الاول سال 803 ه.ق. حلب را تصرف و غارت كرد. سپس دمشق را نيز تسخير نمود. تيمور پس از غارت و قتل عام در شهر دمشق (به بهانه آنكه مردم دمشق نيت نيكو و رفتار مطلوب نسبت به خاندان پيامبر اسلام نداشته اند)، به جانب بغداد شتافت تا مگر بتواند ريشه نفوذ سلطان احمد جلاير را براندازد. تصرف بغداد در 27 ذيقعده سال 803 ه.ق. انجام شد و قتل عام عظيمي در آنجا در گرفت. پس از اين كشتار و تاراج، تيمور عازم جنگ با سلطان عثماني " ايلدرم با يزيد " شد. جنگ نهايي در 19 ذي الحجه سال 804 ه.ق. (ژوئيه 1402 م.)يا در محلي نزديك شهر انگوريه يا آ نقره (آنكاراي امروزي) واقع شد. سلطان عثماني مغلوب شد و به اسارت در آمد. او را در قفسي محبوس ساختند. سلطان هم از آن بدبختي و گرفتاري در گذشت (شعبان 805 ه.ق.).
بعد از اين فتح پرشكوه، تيمور دست به تاراج شهرهاي آناتولي گشود و تا شهر از مير پيش رفت و آن شهر را نيز تسخير و غارت كرد. در نتيجه اين فتوحات الملك الناصر كه از پيروزيهاي تيمور به وحشت افتاده بود رسولي نزد دشمن فاتح فرستاد و پذيرفت كه سكه و خطبه به نام او كند. تيمور تا اين تاريخ به طور مستقل سكه و خطبه به نام خويش نكرده بود بلكه در آغاز،سيور غتمش (پسر امير دانشمند جه) را، كه از دودمان جغتاي پسر چنگيز بود، در ظاهر به سلطنت برداشت و پس از مرگ سيور غتمش، پسرش (سلطان محمود خان) را عنوان سلطنت بخشيد. با مرگ سلطان محمود در سال 806 ه.ق. تيمور كه ديگر خود فاتحي چون چنگيز شده بود، به نام خويش سكه زد و دستور داد تا در منابر به نامش خطبه بخوانند.
تيمور پس از هفت سال به سمرقند بازگشت. وي در صدد تهيه سپاه عظيمي براي فتح چين برآمد و با دويست هزار سپاه عازم فتح آن مملكت شد. اما در اترار به سبب برف و سرماي سخت متوقف شد و براي دفع سرما دست به شرابخوري زد. از آنجا كه شراب نتوانست در بدن آن مرد كه سال عمرش به 71 رسيده بود حرارتي پديد آورد، دست به نوشيدن عرق زد و در اين كار چندان افراط كرد كه بيمار شد. هم در آن بيماري در گذشت (17 شعبان سال 807 ه.ق.). جسد او را به سمرقند بردند و اكنون گور وي به نام " گور امير" شهرت دارد.
"عشق به میهن ضرورت است نه حادثه"