كيست كه به دنياي شگرف و رازآلود «شاهنامه» وارد شود و با آن احساس همدلي و هم­نوايي نكند. توفيق فردوسي در خلق و ابداع «شاهنامه» آن است كه «"روح ايراني"» را زنده نگاه داشته و با «شاهنامه»، جان و روان و زندگي او را گرم نگه دارد.

حماسه سترگ فردوسي، آرزوها و آرمان­هاي مردمان هوادار صلح و دوستي و انسانيت را بيان مي­كند؛ به همين سبب است كه پاره­اي از پژوهشگران آن را حماسه داد لقب داده­اند.

فردوسي در آخر هر داستان و به مناسبت شرايط، فرجام و پايان بدسگالي و كژرفتاري را به خواننده نشان مي­دهد و هشدار مي­دهد كه بايد دست از زشتي­ها شست و به دامان پاكي و اخلاق و صفات پهلواني درغلتيد.

به دليل اعتدال اخلاقي و جهت­گيري عدالتخواهانه و دادگرايانه اين كتاب كه همواره مطلوب ايرانيان بوده است، آنان دنياي «شاهنامه» را پشتوانه و پناهگاه خود دانسته و مي­دانند. از اين رو براي آشنايي با "هويت ملي" ايرانيان و دنياي رواني آنان بايد با پيام فردوسي و قهرمانان حماسه بزرگ او «شاهنامه»، آشنا شد.

 

برگرفته از كتاب: شاهنامه و هويت ايراني؛ پروفسور اولريش مارزولف