جشن مهرگان خجسته باد...
جمعه 10 مهر1388 23:15
"میسـتاییم «مهرِ» دارنـدهی دشـتهای پـهناور را،
او که به همه سرزمینهای ایرانی خانمانی پُر از آشتی،
پُــر از آرامــی و پــُر از شــادی میبخشـد"
«اوستا - مهریَشت»
باتري پارتي: پيشگامي ايرانيان در بهرهگيري از الكتريسيته
چهارشنبه 1 مهر1388 0:55
در سال 1938 ميلادي، ويلهلم كونيگ باستانشناس آلماني كه ادارهي موزهي ملي عراق را برعهده داشت، به هنگام كاوش در يكي از روستاهاي نزديك بغداد، به كوزهاي سفالي به بلندي 13 سانتيمتر برخورد كه استوانهاي مسي در خود داشت و آن استوانه نيز ميلهاي آهني را در برگرفته بود. بررسيها از وجود مادهاي اسيدي، مانند سركه، و نيز خوردگي شيميايي در آن ظرف سفالي خبر دادند. از آغاز قرن بيستم، باستانشناسان زيادي مناطق باستاني ميانرودان را در پي سندهايي براي داستانهاي كتاب مقدس، مانند درخت دانش و طوفان نوح، كندو كاو كرده بودند. اما كونيگ زمان خود را براي پيدا كردن اين گونه چيزها صرف نميكرد. او بر اين باور بود كه يك باتري باستاني را پيدا كرده و بايد براي شناساندن آن به جهانيان و اثبات ادعاي خود كوشش كند. بهراستي، كوزهاي سفالي كه استوانهاي از مس درون آن جاي دارد و درب آن با آسفالت (قير و شن) بسته شده و به درب نيز ميلهاي آهني متصل است، چه شباهتي به پيل ولتا دارد! پيش از كونيگ، باستانشناسان ديگري نيز قطعههاي شكستهاي از اين كوزههاي رازآميز را پيدا كرده بودند. با وجود اين، تنها او بود كه به اهميت آنها پي برد و در كشفهاي ديگر خود تعداد بيشتري از آنها پيدا كرد. بررسيها نشان داد كه پيشينهي اين باتريها به نزديك 2 هزار سال پيش باز ميگردد؛ يعني زماني كه اشكانيان(پارتها) بر ميانرودان فرمانروايي ميكردند. اشكانيان سومين سلسله از شاهان بزرگ ايران بودند كه از 248 سال پيش از ميلاد تا 224 سال پس از ميلاد، امپراتوري شكوهمندي در خاور زمين بر پا كرده بودند. انتشار مقالهي كونيگ در سال 1940، شگفتي باستانشناسان و جهانيان را برانگيخت و ايرانيان دو دهه پس از نخستين گزارش كونيگ، يعني نزديك 40 سال پيش، براي نخستين بار از اين دستاورد تمدني خود آگاه شدند. البته، به زودي آن را به فراموشي سپردند و در حالي كه پژوهشگران هنوز هم پيرامون باتريهاي اشكاني پژوهش ميكنند، شايد بتوان گفت مگر شمار اندكي از ايرانيان همگي از آن ناآگاه هستند و گاهي نيز از پذيرش آن سرباز ميزنند. به هر حال، ايرانيان هميشه شگفتيساز بودهاند و اين هم نمونهاي از همين ويژگي آنان است! به راستي چگونه اشكانيان در آن زمان به مفاهيم پايهي الكتريسيته دست پيدا كرده بودند؟ برخي بر اين باورند كه آنان چنين دانشي نداشتند، زيرا بسيار از نوآوريها پيش از درك مفاهيم پايهاي كه آن نوآوريها بر آنها استوار بودند، به دست آمدهاند. براي مثال، چينيها مدتها پيش از آنكه اصول سوختن به درستي روشن شود، باروت ساخته بودند و از آن بهره ميگرفتند. كشف داروهاي گياهي كهن نيز شاهد خوبي بر اين ادعاست. هميشه نياز نيست بدانيد چيزي چگونه و چرا كار ميكند، فقط ميدانيد كه كار ميكند. اين دستگاه بسته به نوع محلول الكتروليت، بين 0.8 تا 2 ولت برق توليد ميكند. توليد برق به دو فلز با پتانسيل الكتريكي متفاوت و محلول داراي يون، به نام الكتروليت، نياز دارد و همهي اينها در اين باتريها وجود دارد. با بستن چند باتري از اين نوع به هم ميتوان به ولتاژهاي بالا دست پيدا كرد. اما هنوز سيمي پيدا نشده است كه بتوان ثابت كرد كه در آن زمان نيز چنين كاري انجام ميشده است. با وجود ابهامهاي فراوان، كه پژوهشهاي آينده ميتواند به روشن شدن آنها كمك كند، كاربردهاي زير براي باتريهاي پارتي پيشنهاد شده است.
* آبكاري
* كاربرد پزشكي
* شوكدهنده
.
برگرفته از تارنگار جزيره دانش www.jazirehdanesh.com
به ياد... م. اميد
جمعه 6 شهریور1388 14:17
مهدي اخوان ثالث نامور به م. اميد؛ شاعر، نويسنده و پژوهشگر ايراني بود. وي در سال 1307 در مشهـد به دنیا آمد. تحـصيلات ابـتدايی و متوسطه را در هـمين شهـر طی کرد و در سال 1326 دوره هـنرستان مشهـد (رشته آهـنگـری) را به پايان برد و هـمان جا، در هـمين رشته، آغاز به کار کرد. بعد به تـهـران آمد، آموزگـار شد و در اين شهـر و اطراف آن (کريم آباد ورامين) به تـدريس پـرداخت. اخوان چـند بار به زندان افـتاد و يک بار نيز به حومه کاشان تـبعـيد شد. در سال 1329 با دختر عمويش ايران، ازدواج کرد. در سال 1333 براي بار چـندم، به اتـهام سياسی، زندانی شد. پس از آزادی از زندان (سال 1336) به کار در راديو پـرداخت، و مدتی بعـد به تـلويزيون خوزستان مـنـتـقـل شد. در سال 1353 از خوزستان به تـهـران بازگـشت و اين بار در راديو تـلويزيون به کار پـرداخت. در سال 1356 در دانـشگـاه های تـهـران، ملی و تـربـيت معـلم به تـدريس شعـر دوره سامانی و معـاصر روی آورد و دو سال بعـد، در سازمان انـتـشارات و آموزش انـقـلاب اسلامی (فرانکـلين سابق) به کار پـرداخت و سرانجام در سال 1360 بدون حـقوق و با محـروميت هـميشگـی از تمام مشاغل دولتی، بازنـشسته شد. در سال 1369 به دعـوت "خانه فرهـنگ آلمان" براي برگـزاری شب شعـری از تاريخ 4 تا 7 آوريل (15 - تا 18 فروردين) برای نـخـستين بار و آخرين بار به خارج رفـت و ضـمن اين سفـر، از کـشورهای انگـليس، دانمارک، سوئد، نروژ و فـرانسه ديدن کرد. سرانجام، در چهارم شهـريور ماه هـمين سال ، چـند ماهی پس از بازگـشت به ميهـن، ديده از جـهان فروبـست. وی در توس، در کنار آرامگـاه فردوسی، به خاک سپـرده شد. از اخـوان ثـالـث چـهار فرزند (يک دخـتر و سه پـسر) به يادگـار مانده است.
مـهـدی اخـوان ثـالـث، بی ترديد يکی از دو سه سياره بزرگ و ماندنی منـظومه رنگـين و پـربار شعـر نـيمايی است. سبك شعريی اخوان ثالث در اغلب مجموعه های او سبك حماسيی و اساطيری كهن با الهام از فردوسی است و تأثير شاهنامه در بيشتر اشعار او آشكار است بطوريكه شيوه شاعری او نوعی سبك خراسانی نوين است. شعر زمستان شاخص ترين اشعار نو به سبك نيمايی است كه رمزگرايی ناشی از عصر فشار و خفقان سياسی را بخوبی نشان می دهد. مجموعه آخر شاهنامه نيز نمايانگر نااميدی شاعر از وضعيت جامعه خود است كه در سال1338 انتشار يافت.
ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
تو را اى کهن پیر جاوید برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را این گرانمایه، دیرینه ایران زمین
تو را اى گرامى وطن دوست دارم
برگرفته از: فصلنامه فرهنگي هنري جشن كتاب
نوشتارهاي پيشين (30 نوشتار پاياني)