تبليغاتX
«ایران ویج سرزمين آریاييان»
«ایران ویج سرزمين آریاييان»
[نخستین سرزمینی که من "اهورامزدا" بیافریدم، «ایران ویج» بود]
ايراني ماندگار دوشنبه 14 فروردین1391 13:34

هنوز در پي هزاران سال، نسيم، عطر سنبل‌ها را از سفره هفت‌سين نوروزي برمي‌چيند و مي‌افشاند بر چهره پرخند ايرانيان و به آنان نويد فرارسيدن نوروز را مي‌دهد.

***

هنوز در پي هزاران سال، ايرانيان در هر كجاي گيتي كه ايراني نام گرفته‌اند، در بشقاب‌هاي خوش آب و رنگ و كوزه‌هاي كوتاه و بلند سبزه سبز مي‌كنند و به نشانه رسيدن بهار و فراز آمدن نوروز و زيباترين روز سالشان كه سرآغاز سالي سبز و پرطراوت است، به خود و مهمانانشان، گامهايتان سبز مي‌گويند.

***

هنوز در پي هزاران سال، ايرانيان به پيشواز سال نو مي‌روند و در پيشواز ‌آييني شكوهمند، خانه‌هايشان را مي‌تكانند، جلا مي‌بخشند و از آلودگي‌ها و از سياهي‌ها مي‌روبند.

***

هنوز در پي هزاران سال، ايرانيان با آغازين روز سال نو به دست‌بوس بزرگان خانواده خويش مي‌روند، دست‌هاي بزرگترها را مي‌بوسند، عيدي مي‌دهند و عيدي مي‌گيرند.

***

هنوز در پي هزاران سال، ايرانيان روز سيزدهم فروردين را از زود هنگام به دشت و دمن مي‌روند و در كنار رودها به شادي مي‌نشينند و آخرين روز جشن نوروزي را با شكوه هرچه بيشتر گرامي مي‌دارند.

***

و هنوز در پي هزاران سال، ايراني، ايراني مانده است تا ستاينده و پاسدارنده زيباترين و والاترين دست‌آوردهاي فرهنگ بشري باشد: ايراني ماندگار است و جاودانه مي‌ماند.

 

برگرفته از ايران راز ماندگاري؛ نوشته مهدي افشار


نوشتار از مهشید | پيوند |
جانشينان تيمور جمعه 23 دی1390 21:10

 

پس از درگذشت تيمور شاهزادگان و نوادگان تيمور در آذربايجان و عراق و فارس هر يك در خيال سلطنت به جان يكديگر افتادند. اين مناطق عرصه تاخت و تاز و غارت آنان قرار گرفت و كسي كه از اين همه آشوبها بهره برد، تنها شاهرخ بود. شاهرخ و ميرانشاه، دو پسر از پسران متعدد تيمور، پس از مرگ او در قيد حيات بودند. شاهرخ در روز پنج شنبه 14 ربيع الاول سال 779 ه.ق. متولد شد و در سال 799 ه.ق. (يعني در بيست سالگي) از سوي پدر به حكومت خراسان كه مركز آن هرات بود، منصوب گرديد. در رمضان سال 807 ه.ق. يهني در حدود يك ماه پس از مرگ تيمور، خود را در هرات پادشاه خواند (خليل سلطان هم در رمضان اين سال در سمرقند خود را پادشاه خوانده بود)....

 


ادامه نوشتار

نوشتار از مهشید | پيوند
شب چله خجسته باد سه شنبه 29 آذر1390 23:59

 شرق‌شناسان و مورخان متفق‌القولند كه ایرانیان نزدیك به هفت هزار سال است كه شب چله آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك‌ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می‌کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است=يلدا) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

مراسم شب چله از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می‌شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی‌ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را 25 دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال‌های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می‌شده‌اند.

آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می‌نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می‌ایستادند و عهد می‌كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب چله (یكم دی ماه) را خور روز و دی‌گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می‌كشیدند كه نمی‌خواستند احیاناً مرتكب بدی شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.

رمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان‌های آریایی را نوشته است، نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است.

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر

واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زادروز یا تولد است.

خور روز (دی‌گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان‌ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می‌گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ‌كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود.

 

برگرفته از تارنماي تبيان

 


نوشتار از مهشید | پيوند |

درباره

"عشق به میهن ضرورت است نه حادثه"

زمينه تارنگار

بايگاني نوشتارها

بايگاني نوشتارها برپايه ديدگاه

پيوندهاي سودمند

كاري از

وبمسترهاي فارسي زبان

آمار تارنگار

کاربران كنوني: نفر
بازديدها : بار

براي رونوشت URL فيلد RSS اين تارنگار کليک کنيد

Google

Powered by BLOGFA.COM




Free Page Rank Tool